فرهنگ آریان‌پور

مرور - عب-

#۱۸۵٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

traffick

(traffic =) ـ شد و آمد، آمد و شد، رفت و آمد، عبو و مرور، وسایط نقلیه، داد و ستد ارتباط، کسب، کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن