فرهنگ آریان‌پور

مرهم

#۱۸۴٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

balmy

مرهم، داراى خاصیت مرهم، خنک کننده، خوشبو

۲

cerate

مرهم، داراى غشاء یا شامه مومى

۳

oil

روغن، چربى، مرهم، نفت، مواد نفتى، رنگ روغنى، نقاشى با رنگ روغنى، روغن زدن به، روغن کارى کردن، روغن ساختن

۴

balm

بلسان، مرهم

۵

salve

ضماد، مرهم، مرهم تسکین دهنده، (مجازى) داروى تسکین دهنده، ضماد گذاشتن، تسکین دادن

۶

chrism

روغن آمیخته بابلسان، مرهم، تدهین

۷

unction

روغن مالى، مرهم گذارى، تدهین، روغن، مرهم، مداهنه، چرب زبانى، حظ، تلذذ، نرمى، لینت

۸

unguent

روغن، خمیر، مرهم

۹

demulcent

ت سکین دهنده، مرهم

۱۰

dressing

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن dress

۱۱

embrocation

روغن مالى، تدهین، شستشو