فرهنگ آریان‌پور

مرمت

#۱۸۴٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۲

repair

تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح

۳

upkeep

نگهدارى، تعمیر، نگهدارى کردن، هزینه نگهدارى و تعمیر، مرمت

۴

mending

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۵

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۶

restoration

اعاده، ترمیم، استقرار مجدد، تجدید، بازگرداندن، استرداد

۷

refurbishment

تر و تازگى

۸

rehabilitation

نوتوانى، نوسازى، توانبخشى، تجدید اسکان، احیاى شهرت یا اعتبار

۹

face lifting

جراحى و از بین بردن چین و چرک صورت، تعمیر