فرهنگ آریانپور
مرگ
#۱۸۴٬۸۹۰
obit
مرگ، وفات، مجلس ترحیم
death
مرگ، درگذشت، فوت
decease
مرگ، مردن، درگذشتن
departure
حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف
great divide
دو راهى مرگ و زندگى، مرگ
dying
مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه die
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن grave necro nothingness
demise
مردن، وفات یافتن، انتقال دادن
ending
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end
expiry
خاتمه، انقضاء
dissolution
تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ