فرهنگ آریان‌پور

مرگ

#۱۸۴٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

obit

مرگ، وفات، مجلس ترحیم

۲

death

مرگ، درگذشت، فوت

۳

decease

مرگ، مردن، درگذشتن

۴

departure

حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف

۵

great divide

دو راهى مرگ و زندگى، مرگ

۶

dying

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه die

۷

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن grave necro nothingness

۸

demise

مردن، وفات یافتن، انتقال دادن

۹

ending

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end

۱۰

expiry

خاتمه، انقضاء

۱۱

dissolution

تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ