فرهنگ آریان‌پور

مرغوب

#۱۸۴٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

desirable

پسندیده، مرغوب، خواستنى، مطلوب، خوش آیند

۲

high grade

درجه اعلى، عالى، مرغوب

۳

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۴

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53) highclass

۵

fancy

خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن

۶

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن

۷

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۸

superfine

اعلى، بسیار ظریف، داراى دانه هاى خیلى ریز

۹

marketable

قابل فروش، قابل عرضه در بازار