فرهنگ آریان‌پور

مرغ

#۱۸۴٬۵۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hen

مرغ، ماکیان، مرغ خانگى

۲

fowl

مرغ، ماکیان، پرنده، پرنده را شکار کردن

۳

bird

پرنده، مرغ، جوجه، مرغان

۴

turf

چمن، کلوخ چمنى، خاک ریشه دار، طبقه فوقانى خاک، مرغزار، ذغال سنگ نارس، با چمن پوشاندن

۵

chicken

جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو

۶

witchgrass

(گیاه شناسى) بید گیاه، مرغ (margh)

۷

tuft

دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، ته ریش، ریش بزى، کلاله، طره دار یا پرزدار کردن

۸

biddy

کلفت، متصدى نظافت خانه

۹

pasture

(Pasturage =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن