فرهنگ آریان‌پور

مرطوب

#۱۸۴٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۲

dewy

شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه

۳

dank

نمناک، مرطوب و سرد، مرطوب کردن

۴

humid

نمناک، تر، نم، مرطوب، نمدار، آبدار، بخاردار

۵

mesic

نمناک، مرطوب، نیازمند به رطوبت

۶

moist

نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب

۷

muggy

گرم، خفه، مرطوب، گرفته

۸

sappy

آبدان، پر شهد، مرطوب، خیلى احساساتى، ضعیف، کودن، معتاد به مشروبات، شنگول

۹

soppy

خیس، مرطوب، خیلى خیس و لغزنده

۱۰

clammy

تر و چسبناک، سرد و مرطوب، آهسته رو، بى حرارت

۱۱

soggy

خیس، تر