فرهنگ آریان‌پور

مرسوم

#۱۸۴٬۴۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

alamode

مرسوم، مد، باب

۲

conventional

مرسوم، مطابق آئین و قاعده، پیرو سنت و رسوم، عرفى، قراردادى

۳

usual

همیشگى، معمول، عادى، مرسوم، متداول

۴

vogue

رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج

۵

voguish

(vogueish =) ـ مرسوم، مد روز

۶

habitude

آداب، روش، شیوه، عادت (معنى مجازى)، مرسوم، عادت روزانه

۷

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم

۸

customary

عادى، مرسوم

۹

prevalent

رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر

۱۰

canonical

شرعى، قانونى، (ریاضى) استاندارد، معیار، متعارفى

۱۱

ceremonial

مربوط به جشن، تشریفاتى، تشریفات، آداب

۱۲

observable

قابل مراعات، قابل مشاهده، قابل گفتن