فرهنگ آریان‌پور

مرزی - خط -

#۱۸۴٬۴۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mete

خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن

۲

border

سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن

۳

rubicon

رودى در شمال ایتالیا، مرز، خط مرزى، حد معین