فرهنگ آریان‌پور

مرزبندی‌ کردن

#۱۸۴٬۴۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ridge

برآمدگى، مرز، لبه، خط الراس، خرپشته، نوک، مرز بندى کردن، شیار دار کردن

۲

delimit

حدود (چیزى را) معین کردن، مرزیابى کردن، تعیین کردن حدود

۳

circumscribe

نوشتن در دور، محدود و مشخص کردن