فرهنگ آریان‌پور

مرز کردن - دارای -

#۱۸۴٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

whipstitch

در مرز زمین شخم زدن، داراى مرز کردن، خیاط، اهل بخیه، مکث کوتاه، یک دقیقه