فرهنگ آریان‌پور

انگاز

#۱۸٬۴۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

implement

آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله