فرهنگ آریانپور
مرده
#۱۸۴٬۳۱۵
deceased
مرده، مرحوم
vapid
بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت
defunct
از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته
extinct
معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب
departed
رفته، گذشته، مرده، درگذشته مرحوم
stillborn
(stillbirth =) ـ زایمان بچه مرده، جنین مرده بدنیا آمده حقوق
dead
مهلک، کشنده، قاتل deadly
drab
زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده
gone
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن go
asleep
خواب، خفته، خوابیده
fallen
افتاده
decedent
(حقوق آمریکایى) شخص متوفى، مرحوم