فرهنگ آریان‌پور

مرده

#۱۸۴٬۳۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

deceased

مرده، مرحوم

۲

vapid

بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت

۳

defunct

از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته

۴

extinct

معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب

۵

departed

رفته، گذشته، مرده، درگذشته مرحوم

۶

stillborn

(stillbirth =) ـ زایمان بچه مرده، جنین مرده بدنیا آمده حقوق‌

۷

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۸

drab

زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده

۹

gone

(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن go

۱۰

asleep

خواب، خفته، خوابیده

۱۱

fallen

افتاده

۱۲

decedent

(حقوق آمریکایى) شخص متوفى، مرحوم