فرهنگ آریان‌پور

مردن

#۱۸۴٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۲

dying

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه die

۳

demise

مردن، وفات یافتن، انتقال دادن

۴

perish

مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن

۵

pass away

مردن، درگذشتن

۶

quail

(جانور شناسى) بلدرچین، وشم، بدبده، شانه خالى کردن، از میدان دررفتن، ترسیدن، مردن، پژمرده شدن، لرزیدن، بى اثر بودن، دلمه شدن

۷

decease

مرگ، مردن، درگذشتن

۸

go off

در رفتن (تفنگ)، بیرون رفتن (از صحنه نمایش)، آب شدن، فاسد شدن، مردن

۹

pop off

وراج، ناگهان ناپدید شدن، جیم شدن، مردن، ترکیدن

۱۰

die down

تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، مردن

۱۱

drop off

بخواب رفتن، (مجازى) مردن

۱۲

pass out

ناگهان بیهوش شدن، مردن

۱۳

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۱۴

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۱۵

croak

صداى غوک یا وزغ، صداى کلاغ، غارغار کردن، چون غوک یا قورباغه صدا کردن

۱۶

depart

راهى شدن، روانه شدن، حرکت کردن، رخت بربستن