انگاره
#۱۸٬۴۳۰
idea
انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر
postulate
انگاره، پذیره، مسلم فرض کردن، تقاضا، درخواست، ادعا، قیاس منطقى، بدیهى شمرده، لازم دانستن، قیاس منطقى کردن، فرض نمودن
tenet
انگاشته، انگاره، عقیده، اصول، مرام، متعقدات مذهبى، پایه تفکر
sketch
طرح، انگاره، نقشه ساده، مسوده، شرح، پیش نویس آزمایشى، زمینه، خلاصه، ملخص، مسوده کردن، پیش نویس چیزى را آماده کردن، طرح خلاصه، طراحى کلیات
croquis
(هندسه) طرح، انگاره، مسوده، کروکى
pattern
الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن
ism
پسوندى است به معنى " عمل " و " کار " و " طریقه عمل " و " حالت " و " شرط " و " پیروى " اصول، عقیده، اعتقاد، رویه، مکتب، سیستم عملى، گرایش، اصالت
ideal
کمال مطلوب، هدف زندگى، آرمان، آرزو، ایده آل، دلخواه
image
مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره
model
نمونه، مدل، مدل سازى، سرمشق، قالب، طرح، نقشه، طرح ریختن، ساختن، شکل دادن، مطابق مدل معینى در آوردن، نمونه قرار دادن
design
قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود