فرهنگ آریان‌پور

مردم

#۱۸۴٬۲۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

folk

مردم، گروه، قوم و خویش، ملت

۲

people

مردم، خلق، مردمان، جمعیت، قوم، ملت، آباد کردن، پرجمعیت کردن، ساکن شدن

۳

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۴

public

همگان، عمومى، همگانى، ملى، اجتماعى، عموم، عامه، آشکار، مردم

۵

populace

(آمریکایى) توده مردم، عوام الناس، سکنه، جمهور

۶

citizenry

شهروندان، ساکنین، مردم، تبعیت

۷

population

جمعیت، نفوس، تعداد مردم، مردم، سکنه

۸

citizenship

شهروندان، ساکنین، مردم، تبعیت

۹

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۱۰

humankind

نوع انسان، نوع بشر، بشریت، نژاد انسان

۱۱

commonwealth

جمهور، هیئت ملت، دولت، کشور