فرهنگ آریانپور
مردد بودن
#۱۸۴٬۱۹۳
linger
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن
scotch
ویسکى اسکاتلندى، (با حرف بزرگ) اسکاتلندى، چاک، خراش، زخم، چاک دادن، زخمى کردن، له کردن، مسدود کردن، مانع غلتیدن شدن، مردد بودن، نوار چسب اسکاچ
wobble
(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن
swither
درنگ کردن، مردد بودن، تردید
hesitate
تامل کردن، مردد بودن، بى میل بودن
oscillate
نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن
vacillate
دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن
halt
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن
vibrate
ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن