فرهنگ آریان‌پور

مرد جوان

#۱۸۴٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

imp

بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن

۲

chicken

جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو

۳

buck

جنس نر آهو و حیوانات دیگر، (آمر) قوچ، دلار، بالا پریدن و قوز کردن (چون اسب)، از روى خرک پریدن، مخالفت کردن با (در بازى فوتبال و غیره)، جفتک، جفتک انداختن