فرهنگ آریان‌پور

مرحله به مرحله‌ انجام دادن

#۱۸۴٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

phase

مرحله، فاز، منظر، وجهه، صورت، لحاظ، پایه، دوره تحول و تغییر، اهله قمر، جنبه، وضع، مرحله اى کردن