فرهنگ آریان‌پور

مرتفع

#۱۸۳٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53) elevated

۲

upland

زمین بلند، بلند، زمین مرتفع، دور از دریا

۳

tall

بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد

۴

uphill

سر بالایى، جاده سربالا، دشوار، مشکل

۵

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا