فرهنگ آریان‌پور

مرتع

#۱۸۳٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lea

واحد اندازه طول نخ و ریسمان، چمنزار، علفزار، مرتع، جلگه سبز

۲

park

پارک، باغ ملى، گردشگاه، پردیز، شکارگاه محصور، مرتع، درماندگاه اتومبیل نگاه داشتن، اتومبیل را پارک کردن، قرار دادن

۳

tore

(past of tear) ـ قاش زین، قرپوس زین، گچ برى، چنبرى، علف بلند، مرتع، چنبر

۴

pampas

دشت علفزار آمریکاى جنوبى، دشت، مرتع

۵

pasture

(Pasturage =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن

۶

pasturage

(Pasture =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن

۷

meadow

چمن، چمن زار، مرغزار، راغ، علفزار