فرهنگ آریانپور
مرتبا
#۱۸۳٬۸۷۸
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
orderly
منظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستان
regularly
منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده regular routinely
periodically
دوره اى، نشریه دوره اى، گاهنامه، نوبتى، مجله یا نشریه