انکار کردن
#۱۸٬۳۸۶
renege
انکار کردن، دبه کردن، ترک تابعیت کشور یا دین خود را کردن، (در گویش) گول زدن
renounce
انکار کردن، سرزنش یا متهم کردن
disaffirm
انکار کردن، رد کردن، نقض کردن
deny
رد کردن، انکار کردن، حاشا کردن، تکذیب کردن
nill
بى میل بودن، نخواستن، انکار کردن
unsay
(past: unsaid ; past participle: unsaid) ـ نگفتن، گفته نشدن، انکار کردن، پس گرفتن (گفته)
disown
مالکیت چیزى را انکار کردن، رد کردن، از خود ندانستن، نشناختن، عاق کردن
dispute
ستیزه، چون و چرا، مشاجره، نزاع، جدال کردن، مباحثه کردن، انکار کردن
forsake
(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردن
gainsay
(past: gainsaid ; past participle: gainsaid) ـ مخالفت، انکار، انکار کردن، رد کردن، نقض کردن
abnegate
ترک کردن، انکار کردن، به خود حرام کردن، کف نفس کردن
disclaim
رد کردن، انکار کردن، قبول نکردن، ترک دعوا کردن نسبت به، منکر ادعایى شدن، از خود سلب کردن
forswear
(past: forswore ; past participle: forsworn) ـ با سوگند انکار کردن، انکار کردن
repudiate
رد کردن، انکار کردن، منکر شدن
contradict
رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن
disavow
انکار، رد، نفى، رد کردن
swallow
پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن