فرهنگ آریان‌پور

انقطاع

#۱۸٬۳۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

interruption

انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه

۲

let up

انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن

۳

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف slack discontinuance

۴

cessation

ایست، توقف، انقطاع، پایان

۵

curtailment

کوتاه سازى، انقطاع

۶

discontinuity

ناپیوستگى، عدم پیوستگى، انفصال، عدم اتصال، انقطاع

۷

gap

شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن