فرهنگ آریانپور
انقطاع
#۱۸٬۳۵۱
interruption
انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه
let up
انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف slack discontinuance
cessation
ایست، توقف، انقطاع، پایان
curtailment
کوتاه سازى، انقطاع
discontinuity
ناپیوستگى، عدم پیوستگى، انفصال، عدم اتصال، انقطاع
gap
شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن