واژههای فارسی←مراسمی را بجا اوردنفرهنگ آریانپورمراسمی را بجا اوردن#۱۸۳٬۳۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱officiateمراسمى را بجا آوردن، اداره کردن، به عنوان داور مسابقات را اداره کردنواژههای نزدیک در الفبامراسم مجللمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمراسم مذهبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمراسم مذهبی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمراسم مذهبی را انجام دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمراسم مذهبی شب سال نو مسیحیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمراسم نامزدی به عمل اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر