فرهنگ آریان‌پور

مراجعه‌ کردن

#۱۸۳٬۲۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۲

apply

به کار بستن، درخواست دادن، به کار بردن، به کار زدن، استعمال کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، متصل کردن، به هم بستن، درخواست کردن، شامل شدن، قابل اجرا بودن

۳

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۴

consult

همفکرى کردن، رایزنى کردن، کنکاش کردن، مشورت کردن، مشورت خواستن از، مشورت

۵

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى