فرهنگ آریان‌پور

مذاکره‌ کردن

#۱۸۳٬۲۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

parley

گفتگوى دو نفرى، مذاکره در باره صلح موقت، مکالمه کردن، مذاکره کردن

۲

negotiate

گفتگو کردن، مذاکره کردن، به پول نقد تبدیل کردن (چک و برات)، طى کردن

۳

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۴

bargain

خرید ارزان، سودا، معامله، داد و ستد، چانه زدن، قرارداد معامله، قرارداد معامله بستن

۵

controvert

رد کردن، هم ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن