فرهنگ آریان‌پور

مدیون بودن

#۱۸۳٬۱۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

owe

بدهکار بودن، مدیون بودن، مرهون بودن، دارا بودن

۲

debt

بدهى، وام، قرض، دین، قصور

۳

obligation

التزام، محظور، وظیفه