فرهنگ آریان‌پور

مدور

#۱۸۳٬۰۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

roundish

مدور، گردنما

۲

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۳

terete

گرد، مدور، حلقوى، استوانه اى شکل در برش عرضى

۴

compass

تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما

۵

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round

۶

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار

۷

orbicular

گرد، چرخى، کروى، مدور، کامل

۸

annular

حلقه مانند، حلقوى، (فیزیک) وسایل و ابزار حلقه دار، داراى علائم و اشکال حلقوى