فرهنگ آریانپور
مدور
#۱۸۳٬۰۸۷
roundish
مدور، گردنما
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
terete
گرد، مدور، حلقوى، استوانه اى شکل در برش عرضى
compass
تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما
rounded
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round
circular
دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار
orbicular
گرد، چرخى، کروى، مدور، کامل
annular
حلقه مانند، حلقوى، (فیزیک) وسایل و ابزار حلقه دار، داراى علائم و اشکال حلقوى