فرهنگ آریان‌پور

انفصال

#۱۸٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

schism

(schismatism =) ـ جدایى، شقاق، انفصال، اختلاف، ایجاد جدایى، تفرقه، اختلاف و تفرقه در کلیسا

۲

disunion

جدایى، جداشدگى، انفصال، نفاق، عدم اتفاق

۳

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۴

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده

۵

extrusion

اخراج، بیرون اندازى، بیرون آمدگى، انفصال

۶

secession

جدا روى، تجزیه طلبى، انشعاب حزبى، انفصال، انتزاع

۷

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال

۸

disjunction

جدایى، تفکیک، انفصال، فصل

۹

schismatism

(schism =) ـ جدایى، شقاق، انفصال، اختلاف، ایجاد جدایى، تفرقه، اختلاف و تفرقه در کلیسا

۱۰

discontinuity

ناپیوستگى، عدم پیوستگى، انفصال، عدم اتصال، انقطاع

۱۱

sum

جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن

۱۲

severance

جدا سازى، تفکیک، جدایى، مجزایى، تجزیه

۱۳

detachment

دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى separateness