فرهنگ آریان‌پور

مدد

#۱۸۲٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۲

reinforcement

تقویت، مدد

۳

assist

همدستى و یارى کردن، دستگیرى کردن، شرکت جستن، حضور به هم رساندن، توجه کردن، مواظبت کردن، ملحق شدن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردى کردن، دستیارى کردن، یاور، همکارى، کمک، کمک کردن، مساعدت کردن

۴

succor

(succour =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن

۵

succour

(succor =) ـ یارى، کمک، کمک براى رهایى از پریشانى، موجب کمک، یارى کردن

۶

assistance

دستیارى، پایمردى، همدستى، کمک، مواظبت، رسیدگى، مساعدت