مدخل
#۱۸۲٬۹۰۴
gateway
مدخل، دروازه
entrance
مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن
gate
دروازه، در بزرگ، مدخل، دریجه سد، وسایل ورود، ورودیه
entry
ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده
firth
(estuary =) ـ خور، مدخل
mouth
دهان، دهانه، مصب، مدخل، بیان، صحبت، گفتن، دهنه زدن (به)، در دهان گذاشتن (خوراک)، ادا و اصول در آوردن
access
دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى
entree
ورود، دخول، مدخل، اجازه ى ورود، غذاى اصلى
portal
باب، سر در، دروازه، مدخل، ایوان، سیاهرگى
estuary
دهانه رودخانه بزرگى که تشکیل خلیج کوچکى دهد، مصب رود، مدخل
door
درب، در، راهرو door headword intake listing