واژههای فارسی←مدتی در بستربی حرکت ماندنفرهنگ آریانپورمدتی در بستربی حرکت ماندن#۱۸۲٬۸۹۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱immobilizeبى بسیج کردن، جمع کردن، از جنبش و حرکت باز داشتن، ثابت کردن، مدتى در بستربى حرکت ماندنواژههای نزدیک در الفبامداهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداهنه امیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداهنه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداهنه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداهنه گرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمدبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر