فرهنگ آریان‌پور

مدت معطلی

#۱۸۲٬۸۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۲

waiting

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن wait