فرهنگ آریان‌پور

مدت

#۱۸۲٬۸۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۲

tract

مدت، مرور، کشش، حد، وسعت، اندازه، داستان یانمایشنامه و یا حوادث مسلسل، نشان، اثر، رد بپا، رشته، قطعه، مقاله، رساله، نشریه

۳

duration

مدت، طى، سختى، بقاء، استمرار

۴

life

جان، زندگى، حیات، عمر، رمق، مدت، دوام، دوران زندگى، موجود، موجودات، حبس ابد

۵

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن

۶

length

درازا، طول، قد، درجه، مدت

۷

outage

قطع، قطع برق، سوراخ، راه خروج، زمان قطع برق، مدت

۸

period

دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى

۹

usance

مهلت، مدت، سررسید، عرف، ربح پول، سود سرمایه

۱۰

interval

فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال

۱۱

interspace

فاصله دار کردن، فاصله، مدت، فرجه، فاصله بین دو چیز

۱۲

continuance

دوام، ادامه، تناوب بدون انقطاع distance space span spell