فرهنگ آریان‌پور

مدار مجتمع

#۱۸۲٬۷۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

integrated circuit

مدار مجتمع IC

۲

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده chip الکترونیک‌ و برق‌