واژههای فارسی←مخمرشدنفرهنگ آریانپورمخمرشدن#۱۸۲٬۵۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fermentترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطرابواژههای نزدیک در الفبامختلفی که سابقا انها - امراض -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمختنق کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمختوممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمختوم کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمختومه اعلام کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمختون - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر