فرهنگ آریانپور
مخمر
#۱۸۲٬۵۶۸
yeast
مخمر، (مجازى) خمیرمایه، خمیرترش، تخمیر شدن
zymogenic
مخمر، تخمیر کننده
barm
مایه آبجو، مخمر
barmy
خمیرمایه اى، مخمر، (مجازى) احمق
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
inwrought
از تو کار کرده، نقشه دار، گلدار، (مجازى) جبلى، مخمر، مصور