فرهنگ آریان‌پور

مخلوط‌ کردن

#۱۸۲٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mix

آمیختن، آمیزه، مخلوط، درهم کردن، آشوردن، سرشتن، قاتى کردن، مخلوط کردن، اختلاط

۲

mingle

ممزوج شدن، آمیختن، بخاطر آوردن، ذکر کردن، مخلوط کردن

۳

intermingle

با هم آمیختن، با هم مخلوط کردن، ممزوج کردن

۴

blend

مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه