فرهنگ آریانپور
مخلفات
#۱۸۲٬۵۱۷
sundry
گوناگون، متفرقه، مخلفات
garniture
(embellishment =) ـ تزیین، چاشنى، مخلفات
fixings
(در عکاسى) ثبوت، تثبیت، (به صورت جمع) حاشیه، ریشه، لوازم، فروع، اثاثه
garnish
آرایش دادن، چاشنى زدن (بخوراک)، چاشنى زدن به، آرایش incidentals
dressing
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن dress
trimming
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim ماشین آلات
accessories
فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست
paraphernalia
(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه