فرهنگ آریان‌پور

مخفی کردن

#۱۸۲٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stow

تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، پر کردن، مخفى کردن، پریدن، انباشتن، بازداشتن

۲

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۳

occult

از نظر پنهان کردن، مخفى کردن، پوشیده، نهانى، سرى، رمزى، مکتوم، اسرار آمیز، مستتر کردن

۴

submers

(submerge =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن

۵

submerge

(submers =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن

۶

camouflage

استتار، پوشش، پنهان کردن وسایل جنگى، مخفى کردن، پوشاندن

۷

hugger mugger

پنهانى، خفا، خلوت، تنهایى، مطلب محرمانه، درهم و برهمى، پنهان، زیر جلى، نهان کردن، مخفى کردن