فرهنگ آریان‌پور

مخفی

#۱۸۲٬۴۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

undercover

مخفى، سرى، رمزى، جاسوس، نهانى، زیر جلى

۲

clandestine

مخفى، غیر مشروع، زیرجلى

۳

hush hush

مخفى، سرى، محرمانه

۴

hid

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن hide

۵

perdu

(perdue =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز

۶

hidden

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن hide

۷

occult

از نظر پنهان کردن، مخفى کردن، پوشیده، نهانى، سرى، رمزى، مکتوم، اسرار آمیز، مستتر کردن

۸

secret

نهان، نهانى، راز، سر، مجهول، رمز، مخفى، دستگاه سرى، محرمانه، اسرار آمیز، پوشیده

۹

slinky

دزدکى، مخفى، خوش ژست

۱۰

closet

صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن

۱۱

perdue

(perdu =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز

۱۲

furtive

دزدکى، زیر جلى، پنهان، نهانى، مخفى، رمزى

۱۳

invisible

نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس

۱۴

dark

تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن

۱۵

snug

آماده و مجهز، گرم و نرم، به اندازه، راحت و آسوده، امن و امان، دنج، راحت، آسوده، غنودن، به طور دنج قرار گرفتن

۱۶

covert

نهان، راز، پناهگاه، پوشیده، پوشپر

۱۷

confidential

محرمانه، داراى ماموریت محرمانه، راز دار