مخفی
#۱۸۲٬۴۸۱
undercover
مخفى، سرى، رمزى، جاسوس، نهانى، زیر جلى
clandestine
مخفى، غیر مشروع، زیرجلى
hush hush
مخفى، سرى، محرمانه
hid
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن hide
perdu
(perdue =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز
hidden
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن hide
occult
از نظر پنهان کردن، مخفى کردن، پوشیده، نهانى، سرى، رمزى، مکتوم، اسرار آمیز، مستتر کردن
secret
نهان، نهانى، راز، سر، مجهول، رمز، مخفى، دستگاه سرى، محرمانه، اسرار آمیز، پوشیده
slinky
دزدکى، مخفى، خوش ژست
closet
صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن
perdue
(perdu =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز
furtive
دزدکى، زیر جلى، پنهان، نهانى، مخفى، رمزى
invisible
نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس
dark
تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن
snug
آماده و مجهز، گرم و نرم، به اندازه، راحت و آسوده، امن و امان، دنج، راحت، آسوده، غنودن، به طور دنج قرار گرفتن
covert
نهان، راز، پناهگاه، پوشیده، پوشپر
confidential
محرمانه، داراى ماموریت محرمانه، راز دار