فرهنگ آریان‌پور

انعکاس

#۱۸٬۲۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

reflectance

انعکاس، قابلیت بازتاب، قابلیت انعکاس

۲

reaction

(reactional =) ـ واکنش، انفعال، عکس العمل، انعکاس، واکنشى

۳

reflexion

(reflection =) ـ انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۴

reactional

(reaction =) ـ واکنش، عکس العمل، انعکاس، واکنشى

۵

reflection

(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۶

replication

تاه، تاشدگى، پاسخ، انعکاس، رونوشت، دفاع، پاسخگویى، تکرار

۷

repercussion

بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى

۸

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۹

mirror

آئینه، در آینه منعکس ساختن، بازتاب کردن