فرهنگ آریان‌پور

مخصوصاً

#۱۸۲٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

special

ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً

۲

specially

ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً special

۳

especially

بویژه، بخصوص، مخصوصاً

۴

particularly

یک کاره، مخصوصاً، بخصوص، یک جور مخصوص، به طرز مخصوص، جزء به جزء

۵

specifically

بویژه، مخصوصاً، بخصوص، صریحا، دقیقا

۶

chiefly

رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief