فرهنگ آریانپور
انعطاف پذیر
#۱۸٬۲۳۵
supple
نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر فلز
limp
عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن
fluid
سیال، روان، نرم و آبکى، مایع، متحرک
whippy
شبیه شلاق، فنرى
ductile
هادى، مجرایى
elastic
کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان
flexible
خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر
resilient
پس جهنده، مرتجع، فنرى، به حال نخستین برگردنده، بهبود پذیر
adaptable
قابل توافق، قابل جرح و تعدیل، مناسب، سازگار، وفق پذیر
accommodating
همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى) bendable