فرهنگ آریان‌پور

انعطاف پذیر

#۱۸٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

supple

نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر فلز

۲

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۳

fluid

سیال، روان، نرم و آبکى، مایع، متحرک

۴

whippy

شبیه شلاق، فنرى

۵

ductile

هادى، مجرایى

۶

elastic

کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان

۷

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر

۸

resilient

پس جهنده، مرتجع، فنرى، به حال نخستین برگردنده، بهبود پذیر

۹

adaptable

قابل توافق، قابل جرح و تعدیل، مناسب، سازگار، وفق پذیر

۱۰

accommodating

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى) bendable