فرهنگ آریان‌پور

مخصوص

#۱۸۲٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

special

ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً

۲

especial

(special =) ـ مخصوص

۳

favorite

مطلوب، برگزیده، مخصوص، سوگلى، محبوب

۴

idoneous

مناسب، جور، درخور، مختص، مخصوص، فراخور

۵

specific

ویژه، مخصوص، معین، بخصوص، خاص، اخص، مشخص

۶

specially

ویژه، خاص، استثنایى، (specially) ویژه، مخصوص، مخصوصاً special

۷

particular

ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد

۸

vest pocket

جیبى، مخصوص، جیب جلیقه

۹

typical

نوعى