فرهنگ آریان‌پور

مخزن

#۱۸۲٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tank

مخزن، حوض، تانک، درتانک یا مخزن جاى دادن

۲

reservoir

مخزن، آب انبار، ذخیره، مخزن آب

۳

bomb

بمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن

۴

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن

۵

sump

چاه یا انبار فاضل آب، استخر آب کثیف، لجن و کثافت، مخزن

۶

cache

نهانگاه، ذخیره گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن

۷

fount

فواره، منبع، مخزن، یکدست حروف هم شکل وهم اندازه (در چاپخانه)

۸

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۹

storage

ذخیره سازى، انبار کالا، مخزن، انباره، انبارش storage ـ (47)

۱۰

fountain

منبع، فواره، منشاء، مخزن، چشمه، سرچشمه

۱۱

magazine

مجله، انبار مهمات، مخزن، خشاب اسلحه، خزانه

۱۲

repertory

فهرست، مجموعه، انبار، مخزن، کاتالوگ

۱۳

storeroom

(storehouse =) ـ انبار، مخزن، انبار کالا

۱۴

thesaurus

گنجینه، خزانه، انبار، مخزن، (مجازى) فرهنگ جامع، قاموس، مجموعه اطلاعات

۱۵

depository

انبار، مخزن، امانت دار

۱۶

storehouse

(storeroom =) ـ انبار، مخزن، انبار کالا

۱۷

ware room

(warehouse =) ـ انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه