فرهنگ آریان‌پور

مخروبه‌ کردن

#۱۸۲٬۲۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین

۲

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن