فرهنگ آریانپور
مخرج
#۱۸۲٬۲۴۹
debouchure
مخرج، معبر، مفر
denominator
مخرج، برخه نام، تقسیم کننده، مشتق کننده، مقسوم علیه
exit
دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش
vent
باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه
outgo
خروج، مخرج، هزینه، عزیمت، جلو زدن
outlet
دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج
foramen
(کالبد شکافى) سوراخ، مجرا، روزنه، مخرج، ثقبه
escapement
گریز، فرار، رهایى، چرخ دنگ، مخرج
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره
orifice
روزنه، سوراخ