فرهنگ آریان‌پور

مختلف

#۱۸۲٬۱۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

off

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۲

diverse

گوناگون، مختلف، متغیر، متمایز

۳

several

چند، چندین، برخى از، جدا، مختلف، متعدد

۴

variant

مغایر، گوناگون، مختلف، متغیر، نوع دیگر

۵

disparate

ناجور، مختلف، نابرابر، نامساوى، غیرمتجانس

۶

divergent

متباعد، انشعاب پذیر، منشعب، (مجازى) مختلف، واگرا

۷

dissimilar

ناهمسان، ناهمانند، ناجور، بى شباهت، غیر مشابه، مختلف، دگرگون

۸

off of

(off =) ـ قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف

۹

varied

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۱۰

assorted

جور شده، همه فن حریف، همسر، یار، درخور، مناسب

۱۱

variegated

رنگارنگ کردن، خال خال کردن، جورواجور کردن، متنوع کردن